تبليغاتX
سـواد آیـنه



بسم الله الرحمن الرحیم

 

ای شراب علوی در نامت

باده مصطفوی در جامت

 

چه بلندی که نخورده است هنوز

پای معراج کسی بر بامت

 

چه تجلی شده بر تو که چنین

پلک وا کرده همه اندامت

 

داد من کو که سلامی بدهد

به خداحافظی آرامت

 

ترکی داد به پیشانی من

خشکسالی سفال کامت

 

به خودت خوب ببال ای آهو

شیر افتاده به چنگ دامت

 

مثل یک بیت پریشانم کرد

وزن قافیه ی نا هنگامت

 

اسم تو بردم چون طوفان بود

آب آرام شود با نامت

 

زره و پیکرت اربا ارباست

چه می آید به تو این احرامت

 


یاعلی




+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 15:1  توسط رضا جعفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اشراق مانوس

 

آئينه اش را آب كرد اشراق مانوسي

آينده اش را گفت قدّيسي : كه قدّوسي

 

پيش تجلي اش همه موساي مدهوشند

اين شعله را قابل نباشد هيچ فانوسي

 

در رفتنش امّيد برگشتن نمي بينم

پشت سرت مي گفت ظرف آب مايوسي

 

پس لرزه هاي اتفاقي سخت در راه است

دارد زمين در خواب مي بيند چه كابوسي ؟

 

يعقوب دارد مي دود تا گودي مقتل

آمد صداي يوسف در چاه محبوسي

 

از گرگها مانده به جا آثار خونيني

افتاده روي خاك ها پرهاي طاووسي

 

در چهره اش پيدا شد آثار شكستي سخت

چين و چروك واضحي ، خطهاي محسوسي

 

از هق هق اش جز قهقهه چيزي نمي بيند

دارد چه با او مي كند فرياد معكوسي ؟

 

لفظي كه معناي عزايش را رسا باشد

پيدا نخواهد كرد ذهن هيچ قاموسي

 

بايد مواظب باشي اي باد سحرگاهي

چون كه ز هم پاشيده اين جسمي كه مي بوسي

 

 

محرم 83 

 

یاعلی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:41  توسط رضا جعفری  |