|
بسم الله الرحمن الرحيم
خورشيد با صلابت شبنم شكار را خواهش كنيد تا كثرات غبار را...
...در وحدت تشعشع خود مضمحل كند يعني جلا دهد جلوات شرار را
اين چشمهاي باكره ام مريمي نشد مردي نبود عاطفه ي تازه كار را...
گريه ببار يكسره تا شستشو دهم با آب گرم ، سردي سنگ مزار را
اين چشمها سئوال دو مجهولي منند حل كن در آب ، مسئله ي جويبار را
بر بغضهاي وحشي من راه را مبند اين اسبهاي هي شده ي بي مهار را
ما بي چراغ گريه به ظلمت نشسته ايم روشن كن اين ستاره ي دنباله دار را
ما سوختيم و دود به چشم كسي نرفت يك آفرين نگفت دل خوش عيار را
كو دستمال گريه كه من منفجر شدم؟ اين كوه پس كجا ببرد آبشار را؟ یاعلی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 22:54  توسط رضا جعفری
|
|
|