تبليغاتX
سـواد آیـنه

بسم الله الرحمن الرحیم

یکشنبه 20 جمادی الثانی/ 25 تیرماه ، میلاد صدیقه ی طاهره سلام الله علیها را تبریک و شاد باش میگویم.این روز تولد سواد آینه نیز هست که امیدوارم به برکت حضرت فاطمه سلام الله علیها این وبلاگ هم مبارک شود. تولدش را به سال قمری میگیرم که همیشه مقارن با میلاد آن بانوی محترم بماندو بهیچوجه از این تقارن دست نمیکشم :ان عده الشهور عندالله اثنی عشر شهرا.

دراین یکسال سواد آینه برای بنده برکاتی داشته که آشنایی با بعضی از شاعران خوب و دوستان کیمیایی از آن جمله است.از زحمات زیادی که برادر عزیزم آقا مهدی نور صالحی برای بنده و این سواد کشیده اند تشکر میکنم وامیدوارم سایه شان از سر این بلاگ کم نشود

این دو غزل ، ویرایش نازه ای از دوغزل سروده شده میباشد. 

 

تنزیل

گفتند وزن و قافیه تعطیل میشود

قحطی استعاره و تمثیل میشود                      

قوت گرفت شایعه ، میگفت بعد از این

هر صورتی به آینه تحمیل میشود

حتی خبر رسید که از سردی هوا

گلدسته چند ثانیه قندیل میشود

پرگار تا نود درجه رفت ناگهان

مژده: شعاع دایره تکمیل میشود

یک حوریه به قالب انسان حلول کرد

از این حلول هر چه که تشکیل میشود

در مصرعی خلاصه کنم حرف خویش را:

زهرا به قلب فاطمه تنزیل میشود

از آن شبی که روی زمین کرده ای نزول

هر آیه با شئون تو تحلیل میشود

تو چشمه ی شگفتی و انجیر میدهی

تحریف قطره های تو انجیل میشود

گاهی درخت میشوی و میوه های تو

خامش غذای سفره ی جبریل میشود

تو سیب میشوی و تو را میل میکند

سرخی گونه هاش که تکمیل میشود

تو میشوی خدیجه و او با وجود تو

حس میکند به آمنه تبدیل میشود

وقتی شما شدی نخ تسبیح قطره ها

هم مشرب فرات ، لب نیل میشود

وقتی تو ای الهه ی دریا غضب کنی

ماهی بالدار ، ابابیل میشود

طفل تو مبدا همه ی اتفاقها ست

هر سال با حسین تو تحویل میشود

این شعر را ببخش اگر " تو " زیاد داشت

خانم ، غزل ، بدون "تو " تعطیل میشود

چهل سال                                                     

ای حضرت مونث در جمع مردها

ای نازک شکستنی اینجا کجا شما؟

ای سیب نو ظهور ، نزول شما بخیر

خوش آمدید از سفر از باغ از خدا!!

اوقات زیر سایه ی طوبا چطور بود؟

اینجا جهنم است نپرسید حال ما

چهل سال منتظر شده یک مرد بی پسر

از شاخه ات بچیند و بی هیچ ادعا...

..حالا که تشنه میشودت چشمه میشوی

وقتی گرسنه میشودت میشوی غذا

نه ماه صبر کردی و نه سال زندگی

نه سال عاشقی کن و این بیست و هفت را

یک سفره کن به وسعت باغ فدک ، زمین

دعوت کن از تمام اهالی روستا

یکتایی و بدون مثل ، مثل هیچکس

مثل علی - که شوهرتان - مثل مصطفا

تو با ظهور این دو نفر مو نمیزنی

خانم بگو شما یکی هستید یا سه تا؟

هم بوی یاس داری و هم بوی سیب و به

میخواستم ببویمت ای گل جدا جدا

هر روزنورمیخورد از چشمهایتان

سیاره ی گرسنه ، خورشید ناشتا

تو کار خانه میکنی اما بدون دست

بر خاک راه میروی اما بدون پا

خسته شدیید از این همه کثرت از این نزول

خسته شدید از تو و من، او، شما و ما

تاول زده است دست شما خاک بر سرم

دستاس را بمن بده خانم چرا شما؟

آیا کسی بدون وضو دست زد به تو؟

ای سیب ، گونه های تو سرخ از حیا چرا؟

من پهلوی تو هستم و تو چشمهای من

من ضربه میخورم و تو باقی ماجرا...

 یاعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 1:6  توسط رضا جعفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

دوگروه کمر مرا شکستند:دانشمند پرده در

ونادانی که در پس کارهای شایسته نادانی اش را توجیه میکند.

 

تقصیر سایه نیست اگر قد بلند نیست

حلق مرا سیاه کوتوله گرفته است

این قلعه را سیاه کوتوله گرفته است

 

یک دوم از تمام دعا مستجاب شد

حتما دوباره آه کوتوله گرفته است!!

 

دارد به حال مملکتش گریه میکند

تختی که پادشاه کوتوله گرفته است

 

بحران دیر پای چمن بی صنوبریست

این باغ را گیاه کوتوله گرفته است

 

افعی نبود ، گردنه ی پیچ جاده را

یک کرم راه راه کوتوله گرفته است!!

 

تقصیر سایه نیست اگر قد بلند نیست

شب را شعاع ماه کوتوله گرفته است

 

باید کجا بریزمت ای ناله ی رشید؟

این دشت را که چاه کوتوله گرفته است

 

من جن زده شدم نفسم بند آمده است

حلق مرا سیاه کوتوله گرفته است

یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 13:57  توسط رضا جعفری  |