تبليغاتX
سـواد آیـنه

بسم الله الرحمن الرحیم

به روایتی حضرت زهرا سلام الله علیها ، چهل و پنج روز از شهادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، به شهادت رسیدند.این آینه سوادی هم اگر دارد از الطاف این خانم و فرزندان اوست.خدایا صورت آینه ام را چهره به چهره ی کبودترین مقنعه های پاک قرار بده و دست سوادم را به دامن خاکی ترین چادر آسمانی برسان تا سواد آسمانی ام را در کبود آیینه به بلندترین بام گریه برده ، برای عزاداری خاک بر سر کنم. آمین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با پا زدند بردر و در را صدا زدند

بی اطلاع آمده و بی هوازدند

 

دیدند چون حریف نبردش نمیشوند

دستش طناب بسته به او پشت پا زدند

 

یک عده جاهل متجاهر به فسق هم

لب تشنه آمدند ولی آب را زدند!!

 

یکدسته مس که رنگ طلا هم ندیده اند

تهمت به بی کفایتی کیمیا زدند

 

با جمع نا منظمشان سنگریزه ها

سیلی به روی مادر آیینه ها زدند

 

شیطان پرست های به ظاهر خدا پرست

حتی تو را برای رضای خدا زدند!!

 

تحریف کرده اند تو را تازیانه ها

از بس که حرفهای تو را نا به جا زدند

 

 حالا که میشود اگر آن سالها نشد

پرسیدن همین که شما را چرا زدند؟؟

یاعلی

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 11:21  توسط رضا جعفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. از دیر به روز کردن سواد آینه عذر میخواهم . چند روزی زیارت حضرت رضا علیه السلام مشرف شده بودم .ودعا گوی دوستان.تقریبا از شعر قبلی رنگ و روی سوادم همین شده که میبینید و این را مدیون دوست عزیزم آقا مهدی نور صالحی هستم . البته این پروژه تقریبا یکسالی هست که در دست اقدام است و بحمدلله فعلا به اینجا رسیدهاست و باز هم البته مثل ساخت و سازهای حرم مطهر رضوی همچنان ادمه دارد وخدا میداند کی کلنگ آخرش زده میشود.

......واین غزل زبان حال حضرت عباس به حضرت سیدالشهدا علیهما السلام است.

 

داری به یک فرات بدل میکنی مرا

مضمون صد شریعه غزل میکنی مرا

 

من عمق بی کسی تو را درک میکنم

وقتی شبیه مشک بغل میکنی مرا

 

پیش تو هیچ مشکلی آنقدر سخت نیست

در ظرف چند ثانیه حل میکنی مرا

 

اینقدر در مدار خودت دور من مگرد

داری در این مدار ، زحل میکنی مرا

 

اظهار ضعف میکنی و خاک بر سرم

داری خدای عز و جل میکنی مرا

 

صبح است ساقیا و تو آیا به یک نگاه

مهمان دو پیاله عسل میکنی مرا؟

 

یاعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:34  توسط رضا جعفری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اولین بار که رنگ عددی پیداشد

جلوه بسیار شد و خوب و بدی پیدا شد

 

چشم وا کردی و پلک ازلیت گم شد

چشم را بستی و خواب ابدی پیداشد

 

با تو هم لیس کمثله سندی یافت و هم

قل هو الله احد را احدی پیدا شد

 

خواب دیدم  کسی ازآنسوی غیبت آمد

منتظر بودن ما را سندی پیداشد

 

باز ، بال ملکی زیر دو چشمم خم شد

میوه های جگرم را سبدی پیدا شد

 

چون که از سنگ صبورم هنری ساخته نیست

من دعا کردم و سنگ لحدی پیدا شد

********* 

هر کجا پای شما خورد هزاران چون من

غزل سبزه و کوتاه قدی پیدا شد

یاعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 0:43  توسط رضا جعفری  |